تبلیغات
₪ داستان های الهام بخش قرآن کریم ₪ - حضرت الیاس(ع) و شیوه دعوت او

.:: به ₪ داستان های الهام بخش قرآن کریم ₪ خوش آمدید ::.

.::  به نام خداوند بخشنده و توانا ::.

برای ارتباط با مدیر سایت می توانید با آی دی و آدرس پست الکترونیک زیر در تماس باشد :

امیر حسین :

a.tabtal@yahoo.com

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -



جمعه 10 تیر 1390 نظرات » نویسنده: امیر حسین


با سلام خدمت به بازدیدکنندگان عزیز سایت تبتل در این پست برای شما داستانی از حضرت الیاس(ع) و شیوه دعوت او را گذاشتم که امیدوارم  مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد .

یكی از پیامبران مرسل، حضرت الیاس است كه نام مباركش در قرآن در دو مورد آمده است، در یك جا به عنوان انسانی شایسته در ردیف زكریا و عیسی و یحیی ـ علیهم السلام ـ ذكر شده (انعام ـ 85) و در جاهای دیگر به عنوان پیامبر مرسل یاد شده است (صافّات، 123). 
گرچه طبق بعضی از اقوال الیاس ـ علیه السلام ـ همان ادریس، یا خضر یا ایلیا است، ولی از ظاهر آیات قرآن استفاده می‎شود كه او به طور مستقل، یكی از پیامبران است. 
و در آیة 130 سورة صافات می‎خوانیم: «سَلامٌ عَلى إِلْ‏یاسِینَ؛ سلام بر اِلْیاسین» 
سپس در آیة 132 می‎فرماید: «إِنَّهُ كانَ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِینَ؛ او از بندگان مؤمن ما است.»[1] 
كلمة الیاسین همان الیاس است كه یا و نون بر آن افزوده شده است، و نیز احتمال دارد نظر به این كه پدرش یاسین نام داشت،‌ او را الیاسین خواندند. 
الیاس از پیامبران بنی اسرائیل و از نواده‎های هارون ـ علیه السلام ـ[2] برادر موسی ـ علیه السلام ـ است، و از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده كه الیاس از پیامبران عابد بنی اسرائیل بود.[3]
 
.:: برای مشاهده کامل متن به ادامه مطلب مراحعه فرمایید ::.

شیوة دعوت الیاس ـ علیه السلام ـ

حضرت الیاس ـ علیه السلام ـ از طرف خدا مأمور هدایت بت پرستان شد، كه به قول بعضی، آنها در بَعْلُبك (كه اكنون در كشور لبنان قرار گرفته) بودند. الیاس ـ علیه السلام ـ آنها را به تقوا و پاكسازی دعوت كرد. و از بت پرستی و پرستش بت بَعْلُ (كه بت بزرگ آنها بود) برحذر داشت، و قوم بت پرست را به خاطر پرستش بت، سخت نكوهش نمود و به آنها فرمود: خدای یكتا و بی‎همتا پروردگار شما و پدران پیشین شما است، مربی و تربیت كنندة شما او است، همة نعمتهایی كه دارید از او است، و حل هر مشكلی به دست با كفایت او می‎باشد، چرا جز او را می‎پرستید؟ دست از تقلید كوركورانه بردارید، و روش نیاكان خود را دنبال نكنید،‌ خدای حقیقی را بپرستید. 
ولی قوم خیره سر و خود خواه او، گوش به اندرزهای او ندادند، و به هدایتهای منطقی و دلسوزانة او اعتنا نكردند، و به تكذیب او پرداختند، خداوند به آنها هشدار داد كه روزی خواهد آمد كه آنها در دادگاه عدل الهی قرار خواهند گرفت و در عذاب دوزخ، احضار خواهند شد.[4] 

ایمان گروه اندكی به دعوت الیاس ـ علیه السلام ـ

تبلیغات الیاس ـ علیه السلام ـ باعث شد كه عده‎ای از بندگان خالص خدا، به او ایمان آوردند، و برخلاف مسلك جامعه، سنّت شكنی نموده، و باطل را رها كرده و به حق پیوستند. با این كه چنین كاری در شرایط سخت آن عصر، ‌بسیار دشوار بود، ولی آنها سنت باطل تقلید كوركورانه و جمله بی‎اساس «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» را رها كرده، و دعوت به حق الیاس ـ علیه السلام ـ را باور كردند و جزء یاران او شدند.[5] 

مناجات حضرت الیاس ـ علیه السلام ـ در سجده

مفضل بن عمر می‎گوید: همراه دوستان برای ملاقات با امام صادق ـ علیه السلام ـ رهسپار شدیم. به در خانة آن حضرت رسیدیم و می‎خواستیم اجازة ورود بگیریم. پشت در شنیدیم كه آن حضرت سخنی می‎گوید، ولی آن سخن عربی نبود و خیال كردیم كه به لغت سریانی است. سپس آن حضرت گریه كرد، و ما هم از گریة او به گریه افتادیم، آن گاه غلام آن حضرت بیرون آمد و اجازة ورود داد. 
ما به محضر امام صادق ـ علیه السلام ـ رسیدیم. پس از احوالپرسی، من به امام عرض كردم: «ما پشت در، شنیدم كه شما سخنی كه عربی نیست و به خیال ما سریانی است، تكلم می‎كردی، سپس گریه كردی و ما هم با شنیدن صدای گریة شما به گریه افتادیم». 
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «آری من به یاد الیاس افتادم كه از پیامبران عابد بنی اسرائیل بود، و دعایی را كه او در سجده می‎خواند، می‎خواندم»، سپس امام صادق ـ علیه السلام ـ آن دعا (و مناجات) را به لغت سریانی، پشت سر هم خواند، كه سوگند به خدا هیچ كشیش و اُسقفی را ندیده بودم كه همانند آن حضرت، آن گونه شیوا و زیبا بخواند، و بعد آن را برای ما به عربی ترجمه كرد و فرمود: الیاس در سجودش چنین مناجات می‎كرد: 
«اَتُراكُ مُعَذِّبِی وَ قَدْ عَفَّرْتُ لَكَ فِی التُّرابِ وَجْهِی، اَتُراكَ مُعَذَّبِی وَ قَد اِجْتَنَبْتُ لَكَ الْمَعاصِی، أتُراكَ مُعَذَّبِی وَ قَدْ اَسْهَرْتُ لَكَ لَیلِی؛ خدایا آیا به راستی تو را بنگرم كه مرا عذاب كنی، با این كه روزهای داغ به خاطر تو (با روزه گرفتن) تشنگی كشیدم؟!، آیا تو را بنگرم كه مرا عذاب ‎كنی، در صورتی كه برای تو، رخسارم را (در سجده) به خاك مالیدم؟!، آیا تو را بنگرم كه مرا عذاب كنی با آن كه به خاطر تو، از گناهان دوری گزیدم؟!، آیا تو را ببینم كه مرا عذاب كنی با این كه برای تو، شب را به عبادت به سر بردم؟!» 
خداوند به الیاس، وحی كرد: «سرت را از خاك بردار كه من تو را عذاب نمی‎كنم» 
الیاس عرض كرد: «ای خدای بزرگ، اگر این سخن را گفتی (كه تو را عذاب نمی‎كنم) ولی بعداً مرا عذاب كردی چه كنم؟! مگر نه این است كه من بندة تو و تو پروردگار من هستی؟» 
باز خداوند به او وحی كرد: 
«اِرْفَعْ رَأسَكَ فَاِنِّی غَیرُ مُعَذَّبِكَ، اِنِّی اِذا وَعَدْتُ وَعْداً وَ فَیتُ بِهِ؛ سرت را از سجده بردار كه من تو را عذاب نمی‎كنم و وعده‎ای كه دادم به آن وفا خواهم نمود.»[6] 

پی نوشتها

[1]. این آیه بیانگر آن است كه منظور آل یاسین نیست، بلكه اِلیاسین است. 
[2]. به این ترتیب: «الیاس بن یاسین بن فنحاص بن عیزار بن هارون» (مجمع البیان، ج 8، ص 457). 
[3]. اصول كافی، ج 1، ص 227. 
[4]. صافات، 124ـ127؛ بحار، ج 13، ص 392. 
[5]. صافات، 128. 
[6]. اصول كافی، ج 1، ص 227.


منبع: تبیان

q