تبلیغات
₪ داستان های الهام بخش قرآن کریم ₪ - شما دو نفر از خدا معذرت بخواهید!

.:: به ₪ داستان های الهام بخش قرآن کریم ₪ خوش آمدید ::.

.::  به نام خداوند بخشنده و توانا ::.

برای ارتباط با مدیر سایت می توانید با آی دی و آدرس پست الکترونیک زیر در تماس باشد :

امیر حسین :

a.tabtal@yahoo.com

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -



پنجشنبه 23 تیر 1390 نظرات » نویسنده: امیر حسین


با سلام خدمت به بازدیدکنندگان عزیز سایت تبتل در این پست برای شما داستان شما دو نفر از خدا معذرت بخواهید! را گذاشتم که امیدوارم  مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد .

حكیمی همراه با بعضی از دوستانش كه در بین آنها افراد ثروتمند و مسئول نیز بودند، از مسیری می گذشت. آنها پیرمرد فقیر و بیماری را دیدند كه قدرت كاركردن نداشت و در گوشه ای نشسته بود و از رهگذران طلب كمك می كرد. 
حكیم به پیرمرد نزدیك شد به او سلام كرد و مقداری پول را به آرامی در دست پیرمرد نهاد و با لبخندی با او خداحافظی كرد و به راه خویش ادامه داد. 
در بین همراهان حكیم یكی از مسئولین حضور داشت. حكیم به او رو كرد و گفت: اگر همكارانت خوب عمل می كردند، او كه پیرمرد بیمار و فقیری است نباید در زیر آفتاب سوزان تابستان گدایی كند و هم شخص و هم شخصیت خویش را با اینكار ملكوك نماید. چرا به داد این بیچارگان نمی رسید؟! 
مسئول اظهار داشت: اینها گدایی را شغل خویش كرده اند، معلوم نیست نیازمند باشند، عادت كرده اند و خصلت گدایی دارند و...

حكیم گفت: اتفاقاً چون شماها دقیقاً به اینها رسیدگی نمی كنید و راستگو را از حقه باز و دروغگو جدا نمی كنید، چنین شده است! چرا بررسی نمی كنید تا معلوم شود چه كسی واقعاً نیازمند است و باید به او كمك كرد و چه كسی نیازمند نیست و با او باید برخورد شود؟ 
مسئول سر به زیر انداخت و خاموش شد. 
مرد ثروتمند كه شاهد گفت وگوی حكیم و مسئول بود ایستاد و به عقب برگشت و فریاد زد: 
آی پیرمرد! بیا اینجا ببینم! 
پیرمرد لنگان لنگان و با آه و ناله حركت كرد. 
مرد ثروتمند گفت: زودباش دیگر! اوضاع و احوالش را ببین! آدم رغبت نمی كند نگاهش كند و... 
حكیم با چهره ای متغیر و ناراحت به مرد ثروتمند نگاه كرد و گفت: آقاجان! چرا با این بنده خدا، اینطور برخورد می كنی؟ 
مرد ثروتمند در حالیكه اسكناس دوهزارتومانی از جیب درآورده بود و به سوی پیرمرد گرفته بود گفت: می خواهم یك كمك درست و حسابی به این آدم بدبخت كنم! 
حكیم گفت: اولاً خوشبختی و بدبختی واقعی انسانها در روز قیامت معلوم می شود كه چه كسی بهشتی و چه كسی دوزخی است. ثانیاً بدان و آگاه باش كه: انفاقی كه همراه با غرور و منت گذاری باشد ارزشی ندارد! مرد گفت: چرا؟ 
حكیم اظهار داشت: مگر سخن حضرت حق را نشنیده ای؟ 
مرد گفت: كدام سخن را؟ 
حكیم گفت این آیات را: یا ایها الذین آمنوا لاتبطلوا صدقاتكم بالمن و الاذی 
ای كسانی كه ایمان آورده اید! بخشش های خود را با منت و آزار، باطل نسازید...(1) 
سپس ادامه داد: قول معروف و مغفره خیر من صدقه یتبعها اذی... 
گفتار پسندیده (در برابر نیازمندان) و عفو (و گذشت از خشونتهای آنها) از بخششی كه آزاری به دنبال داشته باشد بهتر است.(2) 
مرد ثروتمند گفت: معذرت می خواهم! 
حكیم اظهار داشت: از این مرد فقیر معذرت بخواه و به درگاه خداوند متعال نیز استغفار و طلب بخشش كن. سپس رو به مسئول كرد و گفت: شما هم! سپس زیرلب نالید: ایحسب الانسان ان یترك سدی. آیا انسان گمان می كند بی هدف رها می شود...؟(3) 

پی نوشتها :

1- بقره/ 264 
2- بقره/ 263 
3-قیامه/ 36


منبع : www.kayhannews.ir

q