تبلیغات
₪ داستان های الهام بخش قرآن کریم ₪ - مأموریت علی ـ علیه السلام ـ برای خواندن آیات برائت در مكّه

.:: به ₪ داستان های الهام بخش قرآن کریم ₪ خوش آمدید ::.

.::  به نام خداوند بخشنده و توانا ::.

برای ارتباط با مدیر سایت می توانید با آی دی و آدرس پست الکترونیک زیر در تماس باشد :

امیر حسین :

a.tabtal@yahoo.com

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -



دوشنبه 3 مرداد 1390 نظرات » نویسنده: امیر حسین


با سلام خدمت به بازدیدکنندگان عزیز سایت تبتل در این پست برای شما مأموریت علی ـ علیه السلام ـ برای خواندن آیات برائت در مكّه را گذاشتم که امیدوارم  مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد .

یكی از رخدادهایی كه در اواخر سال نهم (ماه ذیحجه) رخ داد، مأموریت حضرت علی ـ علیه السلام ـ از جانب پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ برای اعلام برائت از مشركان، در روز عید قربان در «مِنی» بود، توضیح این كه: 
آیات آغاز سورة توبه (از آیة 1 تا 13) در این هنگام نازل شد كه روح این آیات در چهار ماده زیر خلاصه می‎شود: 
1. ممنوعیت ورود بت پرستان به مسجد الحرام و خانه خدا. 
2. ممنوعیت طواف با بدن برهنه. 
3. ممنوعیت شركت مشركان در مراسم حج. 
4. پیمان وفاداران به پیمان محترم است، و به پیمان شكنان چهار ماه مهلت داده می‎شود تا به اسلام بپیوندند و گرنه اسلام با آنها در حال نبرد است. 
پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نخست ابوبكر را طلبید، و او را مأمور كرد تا این آیات را به صورت قطعنامه در مراسم حجّ در عید قربان در سرزمین مِنی برای مردم بخواند.
 
.:: برای مشاهده کامل متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید ::.

ابوبكر، آیات را گرفت و همراه چهل (یا سیصد) نفر، به سوی مكّه حركت كرد، ولی طولی نكشید كه پیك وحی از طرف خدا، به حضور پیامبر رسید و عرض كرد: خداوند فرمان داده است كه: «این آیات را باید تو یا كسی كه ازتو است، بخواند.» پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بی‎درنگ، حضرت علی ـ علیه السلام ـ را به حضور طلبید و ماجرا را به او گفت، و مركب مخصوصش را در اختیار علی ـ علیه السلام ـ گذاشت و به او فرمود: حركت كن، و در راه، آیات و قطعنامه را از ابوبكر بگیر، و خودت این مأموریت را انجام بده. 
حضرت علی ـ علیه السلام ـ حركت كرد و در سرزمین «جُحفه» به ابوبكر رسید، و فرمان پیامبر را به او ابلاغ نمود، ابوبكر آیات را در اختیار علی ـ علیه السلام ـ گذاشت، علی ـ علیه السلام ـ به مكّه رفت و قطعنامه بیزاری از مشركان را در «مِنی» خواند و به اطّلاع مردم رسانید. 
ابوبكر به مدینه مراجعه كرد، و به محضر رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ رسید و عرض كرد: «نخست مرا برای اعلام برائت از مشركان، نصب كردی، ولی اكنون عزل نمودی، آیا آیه‎ای بر ضد من نازل شده است؟» پیامبر فرمود: 
«لا، اِلّا اِنِّی اُمِرْتُ اَنْ اُبَلِّغَهُ اَنَا اَوْ رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَیتِی؛ نه، جز این كه من از جانب خدا مأمور شده‎ام كه آن آیات را خودم یا یكی از مردان خاندانم ابلاغ كند.»[1] 
و در مسند احمد آمده، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در پاسخ ابوبكر فرمود: 
«لا وَ لكِنْ جِبْرِئیلُ جائَنِی فَقالَ لا یؤَدّی عَنْكَ اِلّا اَنْتَ اَوْ رَجُلٌ مِنْكَ؛ نه، ولی جبرئیل نزد من آمد و گفت: آن را جز تو یا مردی از تو، ابلاغ نكند.»[2] 
این ماجرا در احادیث شیعه و سنّی از امور قطعی است، و به روشنی بیانگر آن است كه امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ در مسایل مربوط به حكومت اسلامی، شایسته‎تر از دیگران است، هدف از این عزل و نصب آن است كه عملاً مردم بدانند كه علی ـ علیه السلام ـ از نظر روحیه و جهات معنوی و سیاسی، قرین و همسان پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎باشد. 

پی نوشتها:

[1]. خصائص نسائی، ص 28؛ مغازی واقدی، ج 3، ص 1077؛ ارشاد مفید، ص 33. 
[2]. مسند احمد، ج 1، ص 151.

منبع : نور پرتال

q